فتنه عشق
از جهت غیبت های غیر مترقبه ای که دارم پوزش می طلبم.در این ایام فراق که فانوس کلبه نی نامه خاموش بود، تنها حضورم در فضای مجازی چند نوشتار پراکنده بود که برای تارنمای تراکمه نوشته بودم.
نوشتار " فتنه عشق" از جمله این نوشتارها بود که اینک تقدیم ساکنان نی نامه می شود. ما را از نظرات خردورزانه و مهر افروزانه خویش بی نصیب نفرمایید.
..........................................
فتنه عشق
دیری است که فتنه و فتنه گری و فتنه برخاستن و فتنه نشستن خوراک خوش گفتمان پاره ای از ارباب قدرت و اصحاب سیاست شده است. پرتاب سنگ نسبت فتنه به این و آن هم فزونی گرفته است!هر که بیشتر از فتنه گوید الماس عزت و طلای شجاعت بیشتری نصیب می برد! گویا حلقه فتنه گران دام بلایی شده است!این حلقه پربلای سرشار از ماجرا همه نوع فتنه گر دارد! اما این فتنه گران کیانند و چرا فتنه در کار می کنند؟ما را یارای پاسخ نیست! اصلا کار ما نیست شناسایی راز فتنه! کار ما شاید این است که در افسون فتنه گران شناور باشیم! فتنه گری تاریخی به درازنای زندگی بشر دارد.بسیار بوده اند بزرگانی که گرفتار حلقه فتنه نشینان شده اند! حتی دلداده نیک سخن دور اندیشی چون سعدی هم از آتش فتنه در امان نبوده است! اما فتنه ای که سعدی گرفتار آن بوده است فتنه زیبا رویان قیامت قامت بوده است:
فتنه انگیزی و خونریزی و خلقی نگرانت
که چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی
بنشین یک نفس ای فتنه که برخاست قیامت
فتنه نادر بنشیند چو تو در حال قیامی
یا در جایی دیگر می گوید:
بنشین که فغان از ما برخاست در ایامت
بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی
ما در افسون فتنه شناوریم و در شناخت عامل فتنه ناتوان! اما سعدی عامل فتنه را خوب شناسایی نموده است:
فتنه در پارس بر نمی خیزد
مگر از چشم های فتانت
یا در جایی دیگر:
دو چشم مست تو کز خواب صبح بر خیزند
هزار فتنه به هر گوشه ای بر انگیزند
چشمان تور انداز معشوق عامل فتنه می شود.در وادی دلدادگی لشکر عشق است که فتنه به پا می کند. فتنه عشق شکننده و تحلیل برنده هوشیاری است. با هوشان در وادی عشق شکستی سنگین می خورند. شکست هوشیاران مانند دیگر شکست ها نیست! قوه هوششان به یغما رفته است اما قوه احساسشان و سلطان وجودشان که دل باشد شکفته شدن را تجربه می کند.
فتنه عشق موجب یکرنگی و یگانگی می شود.وقتی عشق شروع به فتنه می کند دلها سست و نرم شده و به سوی همدیگر حرکت می کنند.دایره بازی فتنه عشق می تواند فراتر از دو یا چند دلداده باشد. فتنه عشق می تواند یک جماعتی را به هم متصل کند.معشوق که فقط خط و خال و زلف ماهرویان نیست! دایره معشوق گسترده است. عشق به میهن هم در این دایره است. اگر میهن معشوق ما ایرانیان شود و همه در راستای اعتلایش بکوشیم به هم جوش می خوریم و همه خودی می شویم.
دوستان و یاران!
عشق به میهن می تواند جمع کننده اصحاب اندیشه و بازیگران عرصه مدیریت و سیاست شود.”منافع ملی” باید عمود خیمه نگرش ما شود. همه همت ما باید آباد نمودن ایران وشاد نمودن ایرانیان باشد. ایران آباد و شاد می تواند آبادگر و شادی آفرین برای جهانیان باشد! البته به دنبال مدینه فاضله نباشیم. مدینه فاضله در این گیتی محقق نمی شود!ساخت بهشت زمینی آرمانی است که در توان بنی آدم نیست!
” ایران” می تواند وحدت بخش ایرانیان شود. عشق به سرزمین راه و چاه را به ما نشان می دهد. البته این عشق باید پشتوانه عقلانی و معرفتی داشته باشد و سنجیدگی و همه جانبه نگری خصیصه بارزش باشد. ( در اینجا عقل و عشق جمع می شوند! عقل عشق می شود و عشق عقل!)
شاید فتنه عشق چاره ساز کشورمان باشد!
همی گویم و گفته ام بارها