دست خدا،امپراتور و ستون فقرات
کارنامه زندگی مارادونا جالب و حیرت افکن است! زندگی وی سرشار از شور و شکر بوده است. گاهی انبساط و گاهی انقباض! گاهی در اوج هنرنمایی و بالا نشینی گاهی هم در پرتگاه و سقوطی که تنها همسایه اش سایه مرگ بوده است. معتاد به مصرف مواد مخدر می شود، به وی اتهام استفاده از داروهای نیروزا(دوپینگ) می زنند. از فرط مصرف مشروبات الکلی بیخود شده از خویش و از گردش ایام می شود آن سان که فقط یک معجزه وی را از مرگ نجات می دهد. مورد سوء استفاده مافیای ایتالیا واقع می شود! گفته می شود بارها با زنان دیگر ارتباط برقرار کرده و بدین سان به همسرش خیانت می کند! همسرش هم تا مرز جدایی پیش می رود!با دست به انگلیس گل می زند و نه تنها پوزش نمی طلبد بلکه آن را دست خدا می داند! انگلیسی ها وی را نه تنها دوست ندارند بلکه از وی نفرت نیز پیدا می کنند! برخی از ستارگان بزرگ هر از چندگاهی" از کران بجستی وتضریبی بزرگ علیه وی بکردی و حتی وی را لت زدی"! پله،بکن بائر و..
با این حال مارادونا پادشاه دلهاست! مطابق بیشتر نظرسنجی ها وی محبوبترین بازیکن تاریخ فوتبال است!چرا؟!
با خبر شنیدن انتخاب مارادونا به عنوان سرمربی تیم ملی آرژانتین شور و نشاط خاصی یافتم. وی را همواره دوست داشته ام. دوست داشتن وی نه صرفا به خاطر تکنیک و شیوه بازی اش، بلکه بیشتر به جهت یکرنگی،دلپاکی،سادگی و مهربانیش و اینکه نماد یک انسان کامل است!! باور کنید! من مارادونا را یک انسان کامل می دانم!
نکته ناگفته این که پله ،دیگر اسطوره بزرگ، به انتخاب مارادونا انتقاد نموده و با اشاره به سوابق نامطلوب مارادونا و حاشیه های حاکم بر زندگی وی،ایشان را مناسب این جایگاه ندانسته زیرا سرمربی باید خود الگوی مناسبی برای بازیکنان و جوانان باشد و ایشان فاقد آن است.
بزرگانی دیگر نیز نقد و حتی تخریب پیشه گرفته و این انتخاب را نادرست دانسته اند. به نظر من انتخاب مارادونا تولدی دوباره است. مارادونا بار دیگر بازخواهد گشت! مارادونا بازسازی می شود......
به شرط آنکه خدا هوای دستش را داشته باشد!!
دیگر اینکه "افشین قطبی" از پرسپولیس رفت!با اینکه چرا ایشان عطای قطب فوتبال ایران را به لقایش بخشیدند کاری ندارم. تحلیلگران در این باب بسیار گفته و نوشته اند! فقط می خواهم بگویم که ای کاش ما در عرصه های دیگر کشورمان نیز امثال قطبی داشتیم. سیاست،فرهنگ،دیانت،علم و...
چند مدت پیش یکی از نشریات به مقایسه قطبی و خاتمی پرداخته بود و این دو را واجد مشترکات بسیار دانسته بود! به نظر می رسد نظر بی ربطی نداده است. ما به امثال خاتمی ها و قطبی ها احتیاج داریم!
و واپسین کلام اینکه "کریم باقری" پس از چند سال دوری از تیم ملی، ندای دعوت دایی را لبیک گفته و بازگشتند! چه فروغی نیز داشت. نجات دهنده ایران از گرداب شکست در امارات!
من بازگشت کریم را به تیم ملی خوش یمن می دانم. کریم باقری می تواند ستون فقرات تیم گردد. البته نه به خاطر شیوه بازی اش! بلکه به جهت اقتدار و نماد ایرانی بودنش و...!!
نظر شما در باب این نوشتار چیست؟!
همی گویم و گفته ام بارها